بر سر آنم که گر ز دست برآید

 

بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر در ارباب بی‌مروت دنیا چند نشینی که خواجه کی به درآید
ترک گدایی مکن که گنج بیابی از نظر ره روی که در گذر آید
صالح و طالح متاع خویش نمودند تا که قبول افتد و که در نظر آید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید
غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید


تعبیر :دل به لذت زودگذر دنیوی نبند. بلندپرواز نباش. اراده ای قوی می تواند تو را به آرزوهایت برساند. به خداوند توکل کن و از او مدد بجوی تا آرامش خاطر داشته باشی.

ضرب المثل های شعری

گلچینی از دیوان های شاعران

آه دل مظلوم به سوهان ماند گر خود نبرد/برنده راتیز کند

خمير مايه ي دكّان شيشه گر سنگ است /عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد

اگرزپای در افتی،بدانی این معنی /که دستگیری یاران چه لذتی دارد

از روی حساب چون نمک نام علیست/ زان روی قسم خورندمردم به نمک

آنقدرگرم است بازارمکافات عمل دیده گربینا بود/هرروز، روزمحشراست

ادامه نوشته